[Home ] [Archive]   [ فارسی ]  
:: Main :: About :: Current Issue :: Archive :: Search :: Submit :: Contact ::
Main Menu
Journal Information::
Home::
For Authors::
Articles archive::
For Reviewers::
Registration::
Contact us::
Site Facilities::
::
Search in website

Advanced Search
..
Receive site information
Enter your Email in the following box to receive the site news and information.
..
:: Volume 8, Issue 30 (9-2016) ::
فیزیولوژی گیاهان زراعی 2016, 8(30): 69-86 Back to browse issues page
Effect of drought tension after flowering on storage capacity and the contribution of stem reserves in grain yield of wheat genotypes
M. Saeidi * , M. Mohammadi , M. Shafiei Abnavi , Z. Eskandari Ghaleh , M. Abdoli
Abstract:   (3225 Views)

In order to investigate the effect of drought tension after flowering on dry matter remobilization in 56 wheat genotype, the present experiment was conducted as rectangular lattice 8x7 with two replications during 2010-11 cropping year at research farm of the Campus of Agriculture and Natural Resources of Kermanshah Razi University. Results showed that there was a significant difference at one percent level among genotypes in terms of grain yield and about 27.2 percent reduction in grain yield was observed in response to drought tension after flowering. Mean comparison of yield in different wheat genotypes showed that under humidity control conditions, Darab 2, Navid and UN-11 genotypes (760, 690 and 662 gram per meter square, respectively) had the highest and Rasad cultivar (419 gram per meter square) had the lowest grain yield and also under drought tension conditions after flowering, 330 and Moghan1 genotypes by 542 and 510 gram per meter square, respectively, had the highest and Shiroudi cultivar by 187 gram per meter square had the lowest grain yield. In terms of dry matter remobilization and remobilization efficiency, lower stem internodes compared to peduncle and penultimate internode, showed superiority. Under studied genotypes had a significant difference in remobilization and dry matter remobilization efficacy. According to the obtained results, it appears that remobilization efficiency has been affected under genetic and environment and probably higher production of dry matter at flowering stage would be resulted to higher dry matter remobilization to the grain.

Keywords: Bread wheat, Genetic diversity, Dry matter and Peduncle.
Full-Text [PDF 763 kb]   (2653 Downloads)    
Type of Study: Applicable | Subject: Crop Physiology
Received: 2016/10/31 | Accepted: 2016/10/31 | Published: 2016/10/31

اثر تنش خشکی پس از گلدهی بر توان ذخیره­سازی و میزان مشارکت ذخایر ساقه در عملکرد دانه ژنوتیپ­های گندم

محسن سعیدی1*، ماهرخ محمدی2، مهدی شفیعی­ابنوی3، زهرا اسکندری­قلعه4، مجید عبدلی5

1) دانشیار گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

2 و 4) دانش آموخته کارشناسی گروه زراعت، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

3) دانش آموخته کارشناسی ارشد گروه زراعت، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

5) باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.

* نویسنده­ مسئول: msaeidi667@gmail.com

تاریخ دریافت: 07/06/94                                                         تاریخ پذیرش: 10/09/94

چکیده                                                       

به­منظور بررسی اثر تنش خشکی پس از گلدهی بر انتقال مجدد ماده خشک 56 ژنوتیپ گندم، این آزمایش به­صورت لاتیس مستطیلی 7×8 با دو تکرار در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه اجرا شد. نتایج نشان داد که بین ژنوتیپ­ها از لحاظ عملکرد دانه تفاوت معنی­داری در سطح احتمال یک­درصد وجود داشت و در حدود 2/27 درصد افت عملکرد دانه در واکنش به تنش خشکی پس از گلدهی دیده شد. مقایسه میانگین عملکرد در ژنوتیپ­های مختلف گندم نشان داد که در شرایط کنترل رطوبتی ژنوتیپ­های داراب 2، نوید و UN-11 (به ترتیب با 760، 690 و 662 گرم در مترمربع) بیشترین و رقم رسد (419 گرم در مترمربع) دارای کم­ترین عملکرد دانه بود و در شرایط تنش خشکی پس از گلدهی نیز ژنوتیپ­های 330 و مغان 1 به ترتیب با 542 و 510 گرم در مترمربع بیش­ترین و رقم شیرودی با 187 گرم بر مترمربع کم­ترین عملکرد دانه را داشتند. از نظر انتقال مجدد ماده خشک و کارایی انتقال مجدد، میان­گره­های پایینی ساقه نسبت به دم گل آذین و ماقبل آخر برتری نشان­داد. ژنوتیپ­های مورد مطالعه در انتقال مجدد و کارایی انتقال مجدد ماده خشک اختلاف معنی­داری داشتند.  با توجه به نتایج به­دست آمده، به­نظر می­رسد که، کارایی انتقال مجدد تحت تاثیر ژنتیک و محیط بوده و احتمالاً تولید ماده خشک بیش­تر در مرحله گلدهی باعث انتقال مجدد بیش­تر ماده خشک به سمت دانه خواهد شد.

واژه‌های کلیدی: گندم نان، تنوع ژنتیکی، ماده خشک و دم گل­آذین.

مقدمه

غلات تأمین کننده‌ی 70 درصد غذای مردم جهان می­باشند و به­طور کلی بیش از سه­چهارم انرژی مور­دنیاز بشر را تأمین می­کنند. بنابراین نقش کلیدی در تغذیه و بقای بشر برعهده دارند (ارزانی، 1390). در بین غلات، گندم از اهمیت خاصی برخوردار است که در بیش از 250 میلیون هکتار از اراضی جهان کشت می‌شود و غذای اصلی بیش از 35 درصد جمعیت جهان را تشکیل می­دهد. بنابراین وضعیت تولید آن به­طور مستقیم به پایداری جامعه بستگی دارد (Dai and Li, 2004; Royo et al., 2005). در حدود 26 درصد از زمین­های قابل کشت دنیا در مناطق خشک قرار دارند (Atlin and Fery, 1989) و کشور ایران به­دلیل موقعیت خاص جغرافیایی جزء مناطق خشک و نیمه خشک جهان است. خشکی عمده‌ترین تنش محیطی و مهم­ترین عامل محدود کننده رشد و تولید محصولات زراعی می‌باشد (Ashraf and Harris, 2005). محققان بسیاری کاهش عملکرد دانه گندم را در شرایط تنش خشکی گزارش کرده‌اند (امیری و همکاران، 1391؛ رضایی مرادعلی و همکاران، 1392؛ Yang and Zhang, 2006; Jia et al., 2015). در چنین نقاطی با ورود گندم به مرحله پرشدن دانه به تدریج از میزان بارندگی­ها کاسته شده و از طرفی دمای هوا، تبخیر و تعرق و در نتیجه نیاز آبی گندم افزایش می­یابد. پس گیاه تاحدودی با کمبود آب مواجه شده و حدی از تنش خشکی و گرمایی را تجربه می­کند، که این امر می­تواند سبب کاهش سرعت فتوسنتز (Golabadi et al., 2015) و تسریع پیری برگ­ها (Martinez et al., 2003) شود. بدین­ترتیب، فتوسنتز جاری برای پر کردن دانه کافی نخواهد بود. بنابراین، نیاز مقصد برای پر کردن دانه از طریق انتقال مجدد مواد فتوسنتزی ذخیره شده تأمین می­گردد (Yang and Zhang, 2006; Koocheki et al., 2014; Zhang et al., 2015). به­طور کلی چندین منبع کربوهیدراتی در تأمین مواد فتوسنتزی هنگام پرشدن دانه شرکت دارند که عبارتند از: (1) فتوسنتز جاری برگ­ها و بخش­های سبز گیاه و (2) کربوهیدرات­های تولیدی قبل و پس از گلدهی که در اندام­های رویشی از جمله ساقه ذخیره شده و طی دوره پرشدن دانه، به دانه انتقال می‌یابد (Ehdaie et al., 2006 a; Azhand et al., 2015; Tatar et al., 2016). در دوره پیش از گلدهی و دو هفته پس از گلدهی که شرایط برای فتوسنتز و تولید مساعدتر است، تولید مواد پرورده بیش از نیاز گیاه است. در این حالت مواد فتوسنتزی مازاد عمدتا در ساقه انباشته شده و در مراحل بعدی رشد، به دانه انتقال می‌یابد (مادح­خاکسار و همکاران، 1393؛ Ahmed et al., 2004). در این بین محققان افزایش انتقال مجدد مواد فتوسنتزی از ساقه به دانه و همچنین افزایش سرعت پرشدن دانه را تحت شرایط تنش خشکی گزارش کرده­اند که در این میان ژنوتیپ­هایی که سرعت تجمع و انتقال مواد بیش­تری دارند کمتر تحت تأثیر تنش‌های پایان فصل قرار می‌گیرند (Ehdaie et al., 2006 a; Gupta et al., 2011; Koocheki et al., 2014). اردلانی و همکاران (1393) با توجه به بررسی­های خود روی گندم دریافتند که در شرایط تنش خشکی به طور متوسط 3/47 درصد از وزن نهایی دانه را مواد ذخیره­ای تشکیل می­دهد. در حالی که بر اساس برآوردهای انجام شده توسط عبدلی و همکاران (1393) سهم کربوهیدرات­های ذخیره­ای ساقه در پرشدن دانه 7/36 تا 9/44 درصد گزارش شده است، که این امر نشانگر تنوع ژنتیکی وسیعی برای انتقال مجدد در بین ژنوتیپ‌های مختلف گندم است (Ehdaie et al., 2006 a; Ruuska et al., 2006; Koocheki et al., 2014; Farshadfar and Amiri, 2016). در این راستا Borrell و همکاران (1993) بر این باورند که در ژنوتیپ­های پاکوتاه گندم، مقدار ذخیره‌سازی و انتقال مجدد کاهش می‌یابد. علی­رغم این Shearman و همکاران (2005) گزارش کردند که در ژنوتیپ­های جدید مقدار مشارکت ذخایر ساقه در عملکرد دانه بیشتر از گندم­های پابلند قدیمی است.

به­طور کلی دو صفت تعیین کننده میزان مشارکت ساقه در تأمین مواد پرورده برای دانه است که عبارتند از: (الف) توانایی ساقه برای ذخیره‌سازی مواد پرورده و (ب) کارایی انتقال مجدد مواد ذخیره­ای به دانه. میزان توان ساقه برای ذخیره­سازی مواد فتوسنتزی بستگی به طول و چگالی وزنی ساقه دارد. با توجه به تفاوت در طول و چگالی وزنی میانگره‌ها گندم به­نظر می‌رسد که مقادیر متفاوتی از کربوهیدات­ها در میان­گره‌های مختلف ساقه گندم ذخیره شود (Blum, 1998; Azhand et al., 2015). در تحقیقی که توسط Ehdaie و همکاران (2006 آ) در کالیفرنیا روی یازده رقم صورت گرفت، گزارش شد که در شرایط فاریاب و تنش خشکی بیش­ترین ذخیره‌سازی و انتقال مجدد مربوط به میان­گره‌های پایین بوده و میان­گره‌های ماقبل آخر[1] (میان­گره دوم از بالا) و دم گل آذین[2] (میان­گره اول از بالا) در رتبه­های بعدی بودند. همچنین جودی و همکاران (1389)، اردلانی و همکاران (1393) و آژند و همکاران (1394) نیز به همین نتیجه رسیده‌اند ولی در مقابل Wardlaw و Wilenbrink (2000) و Scofield و همکاران (2009) اظهار کردند که میان­گره‌های ماقبل آخر و دم گل آذین در گندم بیشترین ذخیره‌سازی کربوهیدرات‌ها را دارند. از طرفی کارایی تبدیل و توان انتقال مجدد مواد ذخیره‌ای به دانه، به قدرت مخزن (تعداد و وزن دانه)، رقم و شرایط محیطی بستگی دارد (عبدلی و همکاران، 1393؛ Kumar et al., 2006). Yang و همکاران (2002) خاطر نشان کردند که قدرت مخزن از عوامل مهم اثرگذار بر روی تسهیم مواد فتوسنتری در غلات می‌باشد. در حالی که Ahmadi و همکاران (2009) اظهار کردند که افزایش نسبت مخزن به منبع در گندم اثری بر مقدار انتقال مجدد کربوهیدرات‌‌ها ندارد. با توجه به طیف وسیعی از ژنوتیپ­های گندم که در نقاط مختلف کشور کشت می‌شوند، احتمالاً تنوع ژنتیکی زیادی برای ذخیره‌سازی و انتقال مجدد مواد وجود دارد که می­تواند در برنامه‌های اصلاحی مورد استفاده قرار گیرد. هدف از این تحقیق، بررسی توان ذخیره‌سازی و انتقال مجدد به تفکیک میان­گره‌های ساقه در برخی از ژنوتیپ­های گندم مورد کشت در مناطق مختلف کشور ایران در شرایط تنش خشکی انتهای فصل و ارتباط آن با عملکرد دانه است.

مواد و روش ها

این تحقیق به­صورت آزمایش مزرعه‌ای در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه به اجرا در­آمد. این منطقه در عرض جغرافیایی 34 درجه و 21 دقیقه شمالی و طول جغرافیایی 47 درجه و 9 دقیقه شرقی واقع شده و ارتفاع آن از سطح دریا 1319 متر است. این پژوهش روی 56 ژنوتیپ مختلف گندم و در قالب آزمایش لاتیس مستطیل 7×8 با دو تکرار اجرا گردید. همچنین به­منظور بررسی اثر رژیم­های رطوبتی بر ژنوتیپ­های مورد مطالعه، دو سطح آبیاری شامل: 1) شاهد یا بدون تنش (آبیاری در تمام مراحل رشدی بر اساس نیاز گیاه و شرایط آب و هوایی) و 2) تنش خشکی (قطع آبیاری پس از گلدهی) نیز در این تحقیق لحاظ شد. زمان گلدهی طبق روش مورد استفاده توسط Ehdaie و همکاران (2006 ب)، تکمیل گلدهی 50 درصد سنبله­های هر ژنوتیپ لحاظ شد. مقدار بارش، میزان رطوبت و متوسط دمای هوا در طول فصل زراعی در جدول 1 نشان­داده شده است. در اوایل پاییز به منظور آماده‌سازی جهت کاشت، زمین مورد شخم و دیسک قرار گرفت. کشت بذور در 15 آبان ماه سال 1389 با تراکم 400 بوته در متر مربع صورت گرفت. از هر ژنوتیپ در هر کرت، پنج خط به طول چهار متر و عرض 25 سانتی­متر کشت شد. اولین آبیاری پس از کاشت به زمین داده شد و عملیات داشت و مبارزه با علف­های هرز به­صورت دستی (وجین) به­طور یکسان در کلیه کرت­ها انجام شد.

جدول 1: وضعیت هواشناسی محل اجرای آزمایش به تفکیک  ماه در سال­های 90-1389

پارامترها

مهر

آبان

آذر

دی

بهمن

اسفند

فروردین

اردیبهشت

خرداد

تیر

مرداد

شهریور

میزان بارندگی (میلی‌متر)

1

31

24

50

65

21

47

128

0

0

0

0

متوسط رطوبت هوا (درصد)

8/29

8/44

5/44

1/69

2/73

55

7/51

5/60

2/31

4/19

9/16

9/19

متوسط دما (درجه سانتی‌گراد)

4/20

2/13

7/7

7/3

7/2

8

3/12

5/16

3/23

8/27

8/28

2/24

منبع: سایت هواشناسی، کرمانشاه، ایران.

به­منظور تخمین قدرت ذخیره‌سازی مواد فتوسنتزی در میان­گره­های ساقه (دم گل­آذین، ماقبل آخر و بقیه میان­گره­های پایینی) و قدرت انتقال مجدد آن­ها، در مرحله گلدهی در هر کرت تعدادی ساقه اصلی یک­نواخت و مشابه مشخص شد و از مرحله گلدهی تا رسیدگی فیزیولوژیک، هر هفته پنج ساقه همراه با سنبله برداشت شده و به مدت 48 ساعت در دمای 70 درجه سانتی­گراد خشک شدند (این نمونه‌برداری در هر دو شرایط شاهد و تنش خشکی برای کلیه ژنوتیپ­های کشت شده انجام گردید). سپس میان­گره­های ساقه (دم گل آذین، ماقبل آخر و بقیه میان­گره­های پایینی) و دانه توزین و وزن خشک هر میان­گره به­تفکیک یادداشت شد. میزان انتقال مجدد مواد فتوسنتزی از تفاضل وزن هر میان­گره در زمان حداکثر وزن آن و رسیدگی فیزیولوژیک به­دست آمد. کارآیی انتقال مجدد نیز از طریق محاسبه نسبت مواد انتقال یافته به حداکثر وزن میان­گره محاسبه گردید (Ehdaie et al., 2006 a, b; Papakosta and Gayianas, 1991). در روابط فوق کاهش تنفسی در­نظر گرفته نشده است و فرض شده است که تنفس برای ژنوتیپ­های و شرایط محیطی مورد استفاده در این مطالعه یکسان است. Ehdaie و همکاران (2006 آ) و عبدلی و همکاران (1393) نیز در مطالعه­های خود در رابطه با تنوع ژنتیکی انتقال مجدد در گندم چنین فرضی را صحیح دانسته­اند. برای محاسبه عملکرد دانه در مرحله رسیدگی پس از حذف حاشیه‌ها، از هر کرت یک ­متر­مربع برداشت شد. محاسبات آماری با استفاده از نرم افزار SAS (ورژن 8) و مقایسه میانگین­ها به وسیله آزمون LSD در سطح احتمال پنج درصد انجام شدند. رسم نمودارها با نرم افزار Excel (ورژن 10) انجام گرفت.

نتایج و بحث

حداکثر وزن میان­گره‌های ساقه

نتایج حاصل از تجزیه واریانس داده­ها نشان داد که اختلاف معنی­داری بین تیمار شاهد و تنش خشکی از نظر حداکثر وزن میان­گره­های مختلف ساقه وجود نداشت (جدول 2). با این حال میان­گره­های زیرین ساقه دارای بیش­ترین وزن پس از گلدهی است و میان­گره­های ماقبل آخر و دم گل آذین در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند (جدول 3). شاید بیش­تر بودن وزن میان­گره­های پایینی ساقه به­خاطر این است که این میان­گره­ها زودتر به­وجود می‌آیند و بیش­تر ماده خشک انباشت می‌کنند (عبدلی و همکاران، 1393؛ Ehdaie et al., 2006­a). در بین ژنوتیپ­های گندم از نظر میزان انباشت مواد فتوسنتزی در میان­گره­های مختلف ساقه تنوع وسیعی وجود داشت (شکل 1). از نظر حداکثر وزن میان­گره دم گل­آذین ژنوتیپ­های نیک­نژاد و ساجی بیش­ترین و رقم نوید کم­ترین میزان را داشت. از نظر حداکثر وزن میانگره ماقبل آخر نیز ژنوتیپ­های کراس البرز، شیراز، طوس و کرج 2 بیش­ترین و ژنوتیپ UN-11 کم­ترین میزان را به خود اختصاص داد. ژنوتیپ­های مرودشت و رسول بیش­ترین و ژنوتیپ­های اروم و UN-11 کم­ترین وزن میان­گره­های پایینی ساقه را داشتند (شکل 1). میان­گره‌های مختلف حداکثر وزن خود را در زمان­های متفاوتی پس از گلدهی به­دست آوردند (داده‌های نشان­داده نشده). با این وجود میانگین ژنوتیپ­ها در شرایط شاهد و تنش خشکی نشان­داد که حداکثر وزن میان­گره‌ها در 7 الی 21 روز پس از گلدهی به­دست آمد. با توجه به این که پرشدن سلول­های آندوسپرمی، حدود دو هفته پس از گلدهی شروع می‌شود تا این زمان هنوز مخزن­های قوی مواد فتوسنتزی فعال نشدهاند، لذا مازاد مواد فتوسنتزی جاری به­ویژه برگ­ها در ساقه تجمع می‌یابد (Cruz-Aguado et al., 2000; Ma et al., 2013). Azhnad و همکاران (2015) گزارش کردند که حداکثر وزن ساقه جو در فاصله 7 تا 20 روز پس از گلدهی به­دست آمد و پس از آن روند نزولی داشت که به­خاطر کاهش فتوسنتز جاری (در اثر پیرشدن برگ­ها) و افزایش میزان انتقال مجدد مواد ذخیره‌ای از ساقه به دانه است.

جدول 2: تجزیه واریانس مرکب (میانگین مربعات) اثر رژیم رطوبتی و ژنوتیپ بر عملکرد دانه، انتقال مجدد مواد و پارامترهای مرتبط با آن

منابع تغییرات

درجه آزادی

میانگین مربعات

حداکثر وزن

انتقال مجدد ماده خشک

کارایی انتقال مجدد

عملکرد دانه

دم گل آذین

میانگره ماقبل آخر

بقیه میانگره­های ساقه

دم گل آذین

میانگره   ماقبل آخر

بقیه میانگره­های ساقه

دم گل آذین

میانگره ماقبل آخر

بقیه میانگره­های ساقه

رژیم رطوبتی

1

ns 6/44

ns 2/48

ns 1/176

** 5/390362

** 3/471503

** 0/1085593

** 8/10421

** 2/11001

** 9/9146

** 2/1227660

تکرار درون رژیم رطوبتی

2

6/44

2/48

1/176

6/407

2/5356

3/2605

13/6

1/117

3/27

1/218

ژنوتیپ

55

** 5/43693

** 2/47217

** 0/172549

** 9/27818

** 0/38982

** 0/128871

** 6/467

** 6/288

** 3/298

** 1/14986

رژیم رطوبتی × ژنوتیپ

55

ns 6/44

ns 2/48

ns 1/176

** 8/2916

ns 6/2352

* 9/6310

** 4/57

ns 2/58

* 9/54

** 9/6784

اشتباه آزمایشی

110

6/44

2/48

1/176

2/939

8/1872

4/4090

3/24

3/41

0/36

5/1335

ضریب تغییرات (%)

-

12/1

20/1

38/4

3/21

8/14

39/9

5/21

0/15

84/9

78/7

ns ، * و **: به ترتیب غیرمعنی­دار و معنی­دار در سطح احتمال پنج و یک درصد.

جدول 3: مقایسه میانگین اثر ساده رژیم رطوبتی بر عملکرد دانه، انتقال مجدد مواد و پارامترهای مرتبط با آن

رژیم رطوبتی

حداکثر وزن (میلی­گرم)

انتقال مجدد ماده خشک (میلی­گرم)

کارایی انتقال مجدد (درصد)

عملکرد دانه (گرم بر مترمربع)

دم گل آذین

میانگره   ماقبل آخر

بقیه میانگره­های ساقه

دم گل آذین

میانگره   ماقبل آخر

بقیه میانگره­های ساقه

دم گل آذین

میانگره   ماقبل آخر

بقیه میانگره­های ساقه

شاهد

a 599

a 671

a 1106

b 102

b 247

b 611

b 1/16

b 8/35

b 6/54

a 544

تنش خشکی

a 598

a 670

a 1105

a 186

a 339

a 750

a 8/29

a 8/49

a 3/67

b 396

تغییرات (%)

2/0-

1/0-

1/0-

6/81+

1/37+

8/22+

6/84+

2/39+

4/23+

2/27-

میانگین‌ها در هر ستون که دارای حداقل یک حرف مشترک میباشند، براساس آزمون LSD تفاوت معنی‌داری در سطح احتمال پنج درصد ندارند.

در این تحقیق همبستگی مثبتی بین حداکثر وزن میان­گره­های مختلف ساقه با میزان انتقال مجدد و کارایی انتقال مجدد مواد فتوسنتزی وجود دارد (جدول 4). این امر بیانگر این مطلب است که ژنوتیپ­ها با قابلیت انباشت مواد فتوسنتزی بیشتر در میان­گره­های خود می­توانند مواد بیش­تری را به دانه­های در حال پرشدن انتقال دهند.

شکل 1: مقایسه میانگین اثر ژنوتیپ بر حداکثر وزن میان­گره­های مختلف ساقه پس از گلدهی

نتایج این تحقیق نشان­داد که تمامی میان­گره‌ها در انتقال مجدد مواد فتوسنتزی نقش ایفاء می‌کنند. به­طوری که بالاترین میانگین انتقال مجدد در شرایط شاهد و تنش خشکی مربوط به میان­گره‌های پایینی ساقه بود و میانگره‌های ماقبل آخر و دم گل آذین به ترتیب در رتبه‌های بعدی بودند (جدول 3). مطابق با نتایج این تحقیق، Ehdaie و همکاران (2006 آ)، جودی و همکاران (1389)، اردلانی و همکارن (1393) و آژند و همکاران (1394) در تحقیق­های خود روی ژنوتیپ­های گندم بیان کردند که در شرایط فاریاب و تنش خشکی بیش­ترین ذخیره‌سازی و انتقال مجدد مربوط به میان­گره‌های پایین ساقه بوده و میان­گره‌های ماقبل آخر و دم گل­آذین در رتبه­های بعدی بودند. علت بالا بودن مقدار آزاد‌سازی مواد از میان­گره‌های پایین، پتانسیل بالای این میان­گره‌ها برای تجمع مواد فتوسنتزی به خصوص قبل از گرده‌افشانی بیان شده است (Ehdaie et al., 2006 a; Ma et al., 2013). نتایج تجزیه واریانس داده­ها نشان­داد که بین رژیم­های رطوبتی از نظر انتقال مجدد در سطح یک درصد اختلاف معنی­داری وجود دارد (جدول 2). به­طوری که تنش خشکی پس از گلدهی سبب افزایش میزان انتقال مجدد شد (جدول 3). مطابق با نتایج این تحقیق، مادح­خاکسار و همکاران (1393) با تحقیق بر روی ذرت­دانه­ای گزارش کردند که با افزایش شدت تنش خشکی (کم­آبیاری) میزان و سهم توزیع مجدد در پر کردن دانه­ها بیش­تر شد.

شکل 2: مقایسه میانگین برهمکنش رژیم رطوبتی و ژنوتیپ بر میزان انتقال مجدد ماده خشک (الف) و کارایی انتقال مجدد (ب) میان­گره دم گل­آذین

نتایج نشان­داد که در شرایط تنش خشکی میزان انتقال مجدد مواد فتوسنتزی از میان­گره‌های دم گل­آذین، ماقبل آخر و پایینی افزایش یافت. به­طوری که، در اثر تنش خشکی به ترتیب به 186، 339 و 750 میلی­گرم رسید. یعنی برای هر یک از میان­گره­های فوق افزایش 6/81، 1/37 و 8/22 درصدی انتقال مجدد در اثر تنش خشکی پس از گلدهی رخ داد (جدول 3). در این ارتباط عبادی و همکاران (1390) گزارش کردند که عدم آبیاری باعث افزایش میزان انتقال مجدد ماده خشک از اندام­های متعدد گیاه به دانه می­شود، که سهم انتقال مجدد ماده خشک در شرایط عدم آبیاری و قطع آبیاری در مرحله گلدهی به­ترتیب 5/82 و 5/36 درصد نسبت به آبیاری معمول در تولید جو بهاره نقش دارد. در مقابل نتایج این تحقیق، قاجار سپانلو (1382) بیان کرد که تنش خشکی میزان انتقال مجدد ماده خشک را کاهش می‌دهد، که احتمالا به­خاطر مشارکت ذخایر ساقه در تنظیم اسمزی باشد که در شرایط تنش، انتقال مجدد آنها کاهش یافته است. در شرایط شاهد (کنترل رطوبتی) ژنوتیپ­های طوس، نیک­نژاد و کرج 2 بیش­ترین و ژنوتیپ­های نوید، سرداری و الوند کم­ترین میزان انتقال مجدد را از میان­گره دم گل­آذین داشتند، ولی در شرایط تنش خشکی پس از گلدهی ژنوتیپ­های نیک­نژاد، طوس و کراس البرز بیش­ترین و ژنوتیپ­های سرداری و مغان 1 کم­ترین میزان انتقال مجدد را داشتند (شکل 2 الف). در هر دو شرایط محیطی ژنوتیپ­های شیراز و طوس بیش­ترین و رقم اروم کم­ترین میزان انتقال مجدد مواد فتوسنتزی را از میان­گره ماقبل آخر به خود اختصاص دادند (شکل 3 الف).

شکل 3: مقایسه میانگین اثر ژنوتیپ بر میزان انتقال مجدد ماده خشک (الف) و کارایی انتقال مجدد (ب) میانگره ماقبل آخر

مقدار آزادسازی مواد فتوسنتزی از میان­گره­های پایینی ساقه نیز بسته به ژنوتیپ و شرایط محیطی متفاوت بود، به­طوری که در شرایط شاهد ژنوتیپ­های تجن و رسول بیش­ترین و رقم زرین کم­ترین میزان انتقال مجدد را داشتند، ولی در شرایط تنش خشکی پس از گلدهی ژنوتیپ­های رسول، کرج 2، گلستان، تجن، باز و مرودشت بیش­ترین و ژنوتیپ­های ارگ و زرین کم­ترین میزان انتقال مجدد را داشتند (شکل 4 الف). ژنوتیپ­های مورد بررسی در پاسخ به تنش خشکی واکنش­های متفاوتی را از خود نشان­دادند و در بین ژنوتیپ­ها از نظر مقدار ماده انتقال یافته از دم گل­آذین و میان­گره­های پایینی به دانه اختلاف معنی­داری به ترتیب در سطح یک و پنج درصد مشاهده گردید (جدول 2). شاید دلیل این امر وجود تنوع ژنتیکی از نظر کارآیی و پتانسیل انتقال مجدد مواد فتوسنتزی به دانه در ژنوتیپ‌های گندم می‌باشد (Papakosta and Gayianas, 1991; Koocheki et al., 2014; Farshadfar and Amiri, 2016). میزان انتقال مجدد ساقه توسط اندازه مخزن، محیط و ژنوتیپ کنترل می‌شود (Azhand et al., 2015). ظرفیت مخزن نقش کلیدی در توزیع مجدد مواد ایفا می‌نماید. به­طوری که Blum (1998) یکی از عوامل موثر بر انتقال مجدد را نسبت منبع به مخزن بیان کرده و بر این باور است که بالا و پایین بودن این نسبت به ترتیب باعث افزایش و کاهش انتقال مجدد می‌شود.

کارایی انتقال مجدد

بر اساس نتایج بالاترین کارایی انتقال مجدد در شرایط شاهد با متوسط 6/54 درصد مربوط به میان­گره‌های پایینی ساقه بود و میان­گره­های ماقبل آخر و دم گل آذین با متوسط 8/35 و 1/16 درصد در رتبه دوم و سوم بودند (جدول 3). در شرایط تنش خشکی نیز به­ترتیب میان­گره­های پایینی، ماقبل آخر و دم گل آذین با 3/67، 8/49 و 8/29 درصد بیش­ترین کارایی انتقال مجدد داشتند (جدول 3). به­طور کلی تنش خشکی پس از گلدهی سبب افزایش کارایی انتقال مجدد مواد از میان­گره­ها شد که میزان افزایش آن برای میان­گره دم گل­آذین 6/84 درصد، میان­گره ماقبل آخر 2/39 درصد و بقیه میان­گره­های پایینی ساقه 4/23 درصد بود. عبادی و همکاران (1390) گزارش کردند که در شرایط عدم آبیاری، کارایی ماده خشک انتقال یافته از اندام­های مختلف هوایی (سنبله، برگ، دم گل آذین و ساقه) به دانه بیش از 50 درصد افزایش داشت. مطابق با نتایج این تحقیق، Ehdaie و همکاران (2006 آ) و Ma و همکاران (2013) بر روی گندم و مادح­خاکسار و همکاران (1393) بر روی ذرت دانه­ای بیان کردند که تنش خشکی باعث افزایش راندمان انتقال مجدد ذخایر از ساقه به دانه می‌شود. پاسخ ژنوتیپ­ها به تنش خشکی متفاوت از یکدیگر بود، با این حال کارایی انتقال مجدد در اکثر ژنوتیپ­ها افزایش یافت. در شرایط شاهد ژنوتیپ­های گوهر، مغان 2 و طوس بیش­ترین و ژنوتیپ­های زرین، الوند و سرداری کم­ترین کارایی انتقال مجدد را از میان­گره دم گل­آذین به خود اختصاص دادند. در شرایط تنش خشکی پس از گلدهی نیز ژنوتیپ­های نیک­نژاد، گوهر و رز بیش­ترین و ژنوتیپ­های سرداری و مغان 1 کم­ترین کارایی انتقال مجدد دم گل­آذین را داشتند (شکل 2 ب).

شکل 4: مقایسه میانگین برهمکنش رژیم رطوبتی و ژنوتیپ بر میزان انتقال مجدد ماده خشک (الف) و کارایی انتقال مجدد (ب) بقیه میان­گره­های پایینی ساقه

از نظر کارایی انتقال مجدد میانگره ماقبل آخر ژنوتیپ­های شیراز، طوس و مغان 2 بیش­ترین و ژنوتیپ­های داراب 2 و اروم کم­ترین میزان را به خود اختصاص دادند (شکل 3 ب). از نظر کارایی انتقال مجدد بقیه میان­گره­های پایینی ساقه نیز در شرایط شاهد ژنوتیپ­های مغان 2، هامون و اترک بیش­ترین و رقم زرین با کم­ترین میزان را داشتند، ولی در شرایط تنش خشکی ژنوتیپ­های تجن و نیک­نژاد بیش­ترین و رقم نوید کم­ترین میزان کارایی را به خود اختصاص دادند (شکل 4 ب). در این تحقیق همبستگی مثبتی بین مقدار انتقال مجدد و کارایی انتقال مجدد از میان­گره­های مختلف ساقه مشاهده شد (جدول 4 الف و ب). بدین معنی که مقادیر بالا و پایین انتقال مجدد از میان­گره­های مختلف ساقه هماهنگ با کارایی بالا و پایین انتقال مجدد در میان­گره­های مذکور است.

عملکرد دانه

از نظر عملکرد دانه تفاوت معنی‌داری در سطح یک درصد بین شرایط شاهد و تنش خشکی مشاهده شد (جدول 2). متوسط عملکرد ژنوتیپ­ها از 544 گرم در مترمربع در تیمار شاهد به 396 گرم در مترمربع در شرایط تنش خشکی کاهش یافت. یعنی در حدود 2/27 درصد افت عملکرد دانه طی تنش خشکی پس از گلدهی صورت گرفت (جدول 3). مقایسه میانگین عملکرد در ژنوتیپ­ها نشان داد که در شرایط شاهد ژنوتیپ­های داراب 2، نوید و UN-11 بیش­ترین و رقم رسد دارای کم­ترین عملکرد دانه است. در شرایط تنش خشکی پس از گلدهی نیز ژنوتیپ­های 330 و مغان 1 بیش­ترین و رقم شیرودی کم­ترین عملکرد دانه را داشتند (شکل 5).

شکل 5: مقایسه میانگین برهمکنش رژیم رطوبتی و ژنوتیپ بر عملکرد دانه

جدول 4: ضرایب همبستگی بین عملکرد دانه، انتقال مجدد مواد و پارامترهای مرتبط با آن در ژنوتیپ­های مختلف گندم تحت شرایط شاهد (الف) و تنش خشکی (ب) پس از گلدهی

در مجموع تمام ژنوتیپ­ها در مواجهه با شرایط تنش خشکی پس از گلدهی عملکردشان کاهش پیدا کرد که احتمالا به­خاطر کاهش میزان فتوآسیمیلات تولیدی طی فرآیند فتوسنتز (Tatar et al., 2016) باشد که سبب کاهش وزن هزار دانه و به­طبع عملکرد دانه می­گردد و حتی انتقال مجدد نیز نتوانسته میزان کاهش عملکرد را جبران نماید. مطالب فوق مطابق با نتایج جودی و همکاران (1389)، امیری و همکاران (1391)، عبدلی و همکاران (1393) و Ma و همکاران (2013) است. تحمل ژنوتیپ­ها به تنش خشکی از چندین نظر قابل بررسی است. از نظر فیزیولوژیک، ژنوتیپی متحمل یا حساس است که به­ترتیب کم­ترین و بیش­ترین درصد کاهش عملکرد را در شرایط تنش خشکی از خود نشان دهد که به شاخص پایداری عملکرد معروف است.

جدول 4: ضرایب همبستگی بین عملکرد دانه، انتقال مجدد مواد و پارامترهای مرتبط با آن در ژنوتیپ­های مختلف گندم تحت شرایط شاهد (الف) و تنش خشکی (ب) پس از گلدهی

(الف)

پارامترها

حداکثر وزن

انتقال مجدد ماده خشک

کارایی انتقال مجدد

عملکرد دانه

دم گل آذین

ماقبل آخر


Send email to the article author

Add your comments about this article
Your username or Email:

CAPTCHA


XML   Persian Abstract   Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Saeidi M, Mohammadi M, Shafiei Abnavi M, Eskandari Ghaleh Z, Abdoli M. Effect of drought tension after flowering on storage capacity and the contribution of stem reserves in grain yield of wheat genotypes . فیزیولوژی گیاهان زراعی 2016; 8 (30) :69-86
URL: http://cpj.ahvaz.iau.ir/article-1-662-en.html


Rights and permissions
Creative Commons License This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.
Volume 8, Issue 30 (9-2016) Back to browse issues page
مجله علمی پژوهشی فیزیولوژی گیاهان زراعی crop physiology journal
Persian site map - English site map - Created in 0.07 seconds with 37 queries by YEKTAWEB 4700